انیتا دیگه شیر نمیخوره
سلام دختر قشنگم
چند وقتی نیومدم وبلاگت...حالا که اومدم با یه وبلاگ جدید وقشنگتر اومدم...البته مطالب قبل در وبلاگ قبلی یادگاری میمونن..این جا خاطرات جدیدی رو ثبت میکنم
انیتا دیگه خانومی شده واسه خودش دیگه می می نمیخوره..
از 25 دی ماه تصمیم گرفتم دیگه بهت شیر ندم..یعنی 20 ماهگی
الان تقریبا 20 روزی میشه...
خیلی خوب باهاش کنار اومدی...روزای اول بعدازظهرها بدون شیر میخوابیدی..شبا هم کم کم شروع کردم موقع خواب بهت نمیدادم ولی توی خواب میخوردی..تا کم کم ..وقتی تو خواب بیدار میشدی بهت اب میدارم ومیخوابیدی..وقتی میخوای بخوابی دستامو میگیری واروم میخوابی..الهی بمیرم انقد مظلوم شدی...خیلی خوب باهاش کنار اومدی..غذا خوردنت خیلی خیلی بهتر شده..تا ازخواب بیدار میشی یا میگی ابه یا نون...ولی بعضی وقتها بهونه اش رو میگیری بغض میکنی ومیای بغلم گریه میکنی...
بهت میگم انیتا می می میخواهی میگی"نه می می اه اه 
خیلی دوستت دارم وقتی میبینم که انقد اروم ومظلوم شدی دلم میسوزه میگم نکنه اشتباه کردم زود ازشیر گرفتمت..امیدوارم راه درستی رفته باشم ومادر خوبی بوده باشم
یه چند تا عکس هم از این روزهای انیتا
هیس انیتا خوابه

انیتا..سینا ویسنا

اینم کلاهی که برای دخمل بافتم

انیتا عینک بابایی رو زده

فدای قشنگیهات دخترم


انیتا دیگه شیر نمیخوره
